علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

تفریح و گردش

1393/9/11 2:13
نویسنده : مامان فهیمه
445 بازدید
اشتراک گذاری

یه مدتیه که تصمیم گرفتم ببرتم یه مهدکودکی هست نزدیک خونموم البته نه به طور آموزشی,بلکه بازی فقط.یعنی از اتاق بازیشون استفاده کنی.تا بتونی بیشتر با بچه ها باشی و یه کوچولو هم از مامان دور شی و با غریبه ها باشی آخه خیلی به مامانی وابسته ای.

یه روز با هم رفتیم و منم توی راه کلی واست توضیح دادم که اونجا چجور جاییه و خوشبختانه شما هم همکاریه کامل کردی اصلافکر نمیکردم به راحتی ازم جدا شی در صورتیکه وقتی تاب و سرسره و کلی اسباب بازی دیدی حتی با من خداحافظی هم نکردی سریع رفتی داخل منم اومدم بیرون توی حیاط  20 دقیقه ای داخل بودی که یهو مربی اومد و صدام زد گفت که علی هی میگه مامان منم اومدم پیشتو یه کم بازی کردی ولی خسته شده بودی منم اصرار نکردم . یه چیزه دیگه هم که بود دوست داشتی بیای بیرون و با ماشینی که بیرونه بازی کنی . خلاصه کلی هم بیرون بازی کردی و اومدیم خونه روزهای بعدم دیگه بیشتر میموندی و کم کم دیگه ماشینم فراموش کردی خیلی هم عاشق اتاق فیلمی که بری اونجا بشینی و ترانه های خاله ستاره ببینی.

اینم یه چند تا عکس از اونجا البته از اتاق بازی نگرفتم چون نمیشد.

جونمی جون ماشین سواری      چه پسری چه ماشینی به به

اینم تو راه برگشت به خونه ایم همیشه رو این نیمکت میشینی و به حساب خودت خستگی در میکنی دو قدم راهوخندونک

خسته شدما

یه شب مهمون داشتیم هوا هم بد جوری دو نفره بود و بارون میبارید حسااااابی خلاصه مهمونا که رفتن بارونم دیگه قط شده بود و هوا تمیزه تمیز بابه نفس کشیدنچشمک ما هم دیدیم شما که اصلا خواب به چشم نداری با بابا گفتیم بریم پیاده روی ساعت 12/30 کلی هم کیف کردیم و خوش گذشت.

پیش به سوی پیاده روی      دست در دست پدر

گاهی وقتا هم اگه صبح ها زود بیدارشی چون معمولا عادت داری میخوابی تا 10 هر کاریم میکنم بیدار نمیشی.خلاصه اگه زود بیدار شی میریم تو حیاط و یه کم ویتامین Dمیگیریم و شما هم مشغول بازی میشی.که اگه نیکا صدامونو بشنوه اونم میاد پیشتو دو تایی کلی بازی میکنین.

آبیاری درختان       در جست و جوی چیزی

ابیاری درختان       گلم تو باغچه

بیا جلو وروجک       مشغول کار

چی داری تو صندوقت آقا       گل میکاری خودت گلی

هل بده اقا هل بده       علی و نیکا

اینجاهم که نیکا اومدو کلی با هم خوانندگی کردین طبق معمول از هر چیزی به عنوان میکروفون استفاده میکنی

جمعه ی چند هفته پیشم رفته بودیم باغ یکی از آشناها اینم عکساش....

والیبالیست

آفرین به پسره والیبالیست خودمراضییادت باشه مامان خیییلی دوست داره تو بری سمت والیبال. بابا هم که کلا عاشقه اینه که ورزشکار شی میگه واسم مهم نیس چه ورزشی هرچی خودش دوست داشته باشه ولی مامانی میگه فقط والیبالخندونک فهمیدیییییییعصبانی

ولی گویا خودت هند بالم دوست داریچشمک

هندبالیست

نمیدونم یا شایدم فوتبالچشمک (البته توپ فوتبالت توپ والیباله خخخخخخخ) شوووووخی چشمک عزیزم تو مختاری هر ورزشی که دوست داری بری شما برو به سمته ورزش بوس بابا چون خودش رشتش تربیت بدنی بوده خیلی دوست داره تو هم در آینده علاقه داشته باشی به ورزش.ولی به قول خوده بابایی به شرطی خواننده بشی که اصلا دوست ندارهنه

عزیزم فوتبالیست

فوتبالیست

البته این عکس واسه یه روزه دیگست که رفته بودیم باغ.

اینجا هم که تمام سعی تو میکنی که خربزه رو حمل کنیخندونک تو میتونیتشویق

زور بزن       آفرین دیدی تونستی

و در آخر هم پسرک خسته و خوابالوخوابخوابخواب

عزیزم خستشه       خوابش میاد

پسندها (5)

نظرات (9)

مامان امیرعطا
11 آذر 93 16:55
همیشه به گردش ودی دی و باغ و تفریح عزیزم.. منم شمارو لینک کردم و امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم... پسرتون خیلی ناز و بامزه ست. راستی لطفا برامون بگین که از کدوم شهرین.. مرسی.
مامان فهیمه
پاسخ
ممنون دوست عزیزم انشالا بتونم دوست خوبی واستون باشمما هم شیرازی هستیم
مریم مامان آیدین
11 آذر 93 17:03
سلام فهیمه جون قربون این پسرک نانااااازت خیلی خوردنیه چه موهای خوشگلی هم داره عسل پسر......ایشالا علی جونمون ورزشکار میشه و معلومه غلاقه هم داره با اون ژست های خوشگل ورزشکاریش و هوای دونفره ای که سه نفره شدقربون اون نفر سوم که همه عشق اون هوا به حضورشه ممنونم از لطفی که بهم داری عزیزم...ببوس علی خوشگلمونو
مامان فهیمه
پاسخ
سلام دوست خوبم مرسی از مهربونیات ایشالا که ورزشکار بشه پسرم .آره والا راست میگی از وقتی دو نفره هامون شده سه نفره دیگه هیچ جا دو نفره بودن واسمون معنی نداره وروجکایی هستن این بچه های تو دل بروگل پسری رو ببوس
مامان رویا
12 آذر 93 10:17
سلام فهيمه جون اين علي كوچولوي ما با اين ژستهايي كه گرفته حتما يه ورزشكار موفق ميشه....
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم انشالا
مامان علی
12 آذر 93 18:40
سلام فهیمه جونم الهی بگردم این نانازپسرو ماشا الله چقدر روزبه روز خوشکل تر واقاتر میشه چه خوب که مهد نزدیکه ومیتونی حتی برای یک ساعت ببریش وبازی کنه به نظرم ما مامانی خونه دار همینکه یکساعتی بچمون بازی کنه وما فقط برا خودمون باشیم خیلی روحیه میگیریم وپر انرزی البته من خودم اصلا طاقت ندارم دوری علی وحتی اگه خونه خواب باشه ومن برم بیرون. ------------------------------------ ایشالله والیبالیست فوتبالیست خواننده بشی -------------------------------------------------- چقدر خوشمزه جعبه وخربزه رو بغل گرفته وروجک -------------------------------------------------- وای عاشق اون عکسشم که تو دروازه وایساده خیلی باحاله ----------------------------------------------------------فهیمه جون الان نمیتونم ولی بعد میام برات میگم درباره خصوصیهات الان اینقدر دلم پره از عالم وادم که ترجیح میدم چیزی نگم علی جونم وببوس
مامان فهیمه
پاسخ
هورررررررا دوست خوبم اومد مرسی از این همه مهر و محبتی که نسبت به من وعلی داری عزیزم. خخخخخخ میگم زهرا جون بچم حالا همه کاره و هیچ کاره نشه هنر و ورزش و... زهرا جون منم وقتی علی رو میبرم مهد از مهد خارج نمیشم میام تو حیاط یا یه اتاقی هست مامانا میرن میرم همونجا آخه بعضی وقتا علی خسته میشه و میاد بیرون و سراغمو میگیره هنوز خیلی نمیشه تنهاش گذاشت ولی در کل راضی ام جای خوبیه خوشحالم که اومدی و بهمون سر زدی مطمینم خییییلی زود حالت خوب میشه.امیدوارم من منتظرتم که بیای و با هم درد دل کنیم دوسی جونم
مریم مامان شاینا
14 آذر 93 19:47
فدای اون تیپت عزییییییییییییییییییییزم
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خانمی
فریده
15 آذر 93 10:42
عاشق اون عکسه هستم که توی دروازه ایستاده ، مثل یه فوتبالیست حرفه ای . فهمیه جون کدوم مهد می زاریش ، تا الان راضی بودی ؟؟؟
مامان فهیمه
پاسخ
عزیزم ممنون ازت اسمش توت فرنگی هست نمیدونم دیدیش یا نه تو قدوسی غربی خیلی نزدیکمونه واسه همین میبرمش ولی فقط میره بازی میکنه من از بقیه مربی ها توی کادر آموزشیش خبر ندارم. ولی یه موسسه پرورش خلاقیت هست سره معلم اون شنیدم خیلی کارش خوبه دقیقا مثله همون مهدکودکه. یکی ازآشناها بچشو چند ساله میبره خیلی راضی بوده بچش کمرو بود ولی حالا میگه خیلی خوب شده کلا خیلی تعرفشو میکنه. ولی حالا من چون نمیخواستم فعلا واسه اموزش بره اونجا نرفتم.مگه میخوای پرهاموببری مهد.راستی موقع هایی که سر کاری میزاریش پیش مامانت؟ دوسی جونم حتما تو یه فرصت مناسب میام پیشت بهت خبر میدم
فریده
17 آذر 93 11:12
سلام عزیزم ، ممنون از راهنمایی ات . راستش تصمیم داشتم از اول دی ماه بزارمش مهد ولی چون هوا سرد شده دودلم ، می ترسم توی مهد مریض بشه . تا حالا چند تا مهد رفتم دیدم ولی از هیچکدومشون خوشم نیامده . یه مرکز خلاقیت و نوآوری سر عفیف آباد هست ، نمی دونم کارش چطوره ؟ شاید گذاشتمش اونجا. اون مرکز خلاقیت سر فلکه معلم هم می رم می بیننم ، تا خدا چی بخواد . به جز اینا که معرفی کردی اگه بازم چیزی به ذهنت رسید بهم خبر بده . ممنونم ما هنوز منتظریماااااااااااااااااااااااااا
مامان فهیمه
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم انجام وظیفه بود.راست میگی والا دغدغه ی این سرما خوردگی بچه ها هم هست دیگه.چشم اگه جایه دیگه ای بود بهت خبر میدم. حتما میام به دیدنت
مامان آرمین
20 آذر 93 10:04
هزار تا بوس واسه علی کوچولوی ناااااز.ماشالله گل پسرتون خیییییلی نازه عزیییییزم
مامان فهیمه
پاسخ
چشماتون قشنگ میبینه عزیزم
مامان کوروش کوچولو
23 آذر 93 10:24
فدات بشم ماشااله روزبه روز خوشمزه تر میشی ، چه موهای خوشکلی عاشق رنگشم ، خاله بیا به کوروش هم سربزن منتظرتیم
مامان فهیمه
پاسخ
ممنون عزیزم چشماتون خوشکل میبینه